خرید بک لینک
باسلام با مطالعه سالگرد استاد احمد منزوی در گروه تلگرامی فصلنامهِ تعلیم و تربیت، یاد خاطراتی با او افتادم. آن را نوشتم و برای همانجا ارسال کردم. یادش بخیرمن در زمان رژیم گذشته تنها فکری که به ذهنم نمی رسید، رفتن به خارج از کشور بود. چه می گویم؟ حتی فکر نمی کردم که می توانم کار دولتی داشته باشم، سال ۱۳۵۶ لیسانسم را گرفتم، حال و هوایم مبارزه با رژیم گذشته بود، شاگرد شریعتی در حسینیه ارشاد بودم و در سخنرانی های شهید مطهری هم شرکت می کردم. آن زمان مثل الان نبود که هر کس مبایلی دستش باشد، عکس بگیرد، سحنان را ضبط کند. پول نداشیم ضبط صوت بخریم، من سخنان مطهری را با خط بَدم تند نویسی می کردم. یادم می آید همه جلسات سخنرانی های انسان کامل مطهری را در کانون توحید تهران تند و تند می نوشتم، بگذریم از اینکه این کتاب بعد از انقلاب چاپ شد و در مقدمه کتاب نوشته اند که این سخنرانی در مسجد جاوید ایراد شده است.به اصل مطلب بپردازم، یک دفعه انقلاب پیروز شد، وقتی اولین بار صدای جمهوری اسلامی را که از رادیو پخش شد شنیدم، نماز شکر خواندم.حال، فیل ام یاد هندوستان کرده بود، باید کارمند دولت شوم. طبق بخشنامه دولت موقت مرحوم بازرگان که روحش شاد باد، هرکس که پانزده سال خدمت داشت اجازه می داد با سی رور حقوق بازنشسته گردند.البته به قول خودشان طاغوتی ها را اخراج می کردند، کارمندان بی خطر بودند که مشمول این بخشنامه می شدند. من که عاشق معلمی بودم و ازشریعتی آموخته بودم که هر کس بتواند معلم خوبی باشد خیانت کرده است به هر کارخوب دیگری مشغول شود. معلمی را دوست داشتم. دولت جمهوری اسلامی اولین استخدام خود را در آموزش پرورش آغاز کرد، ۳۰۰ معلم دینی در سراسر کشور لازم داشت، درست یادم نیست شاید در تهران لازم داشت. کنکو

برچسب: نویسنده: سینا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 14:47

مطلب ذیل را برای همراهان خوب تلگرامی فصل نامه گنجینه دارالفنون مجله تخصصی تاریخ تعلیم و تربیت ایران نگاشتم.باسلامگروه فرهیخته ای در این کانال جمعند و هم موضوعات خوب و متنوعی در خصوص تعلیم و تربیت و پیشکسوتان آن در این گروه مطرح می شود. پیشکسوتانی از این دنیا رفته اند و هم فرهیختگانی که در قید حیاتند، عمرشان مستدام باد.هفته گذشته در خدمت استادی بودم که در شهر ری آموختن را آغاز نمود و با انتخاب شغل معلمی حدود بیش از شصت سال پیش تدریس را در روستا های رودهن و بومهن و شهر ری شروع نمود. در عنفوان جوانی علاقه شدیدی به ادبیات داشت، با آن که در محرومیت می زیست و همراهان زندگیش خواندن و نوشتن را کم می دانستند، رشد کرد، در شهر ری در دبیرستانی درس می خواند، با استادان خوبی که داشت، تربیت خوبی دید. خود در کتاب خرمن معرفت که آخرین کتاب استاد است و به تازگی چاپ شده است می نویسد: در کلاس چهارم ادبی به دستور معلم ادبیاتم یک جلد کتاب گلستان در قطع جیبی از کتاب فروشی های مسجد شاه خریدم، معلم از ما خواسته بود اگر ۵۰ درصد گلستان را حفظ کیم نمره ۱۵ خواهیم گرفت.علاقه ای که به استادم داشتم هر طوری بود بیش از ۵۰ درصد گلستان را حفظ شدم ، معلمم گفت با این که قول نمره ۱۵ داده ام، حیفم می آید ۱۷ ندهم، و از استاد در آن زمان ۱۷ گرفتم. از همان جوانی شخصیتش آن چنان متجلی شد که فرهیختگی در سکناتش هویدا گردید. او هم می نویسد و هم شعر کهنه و نیمایی می سراید. مدتی که رحل اقامت در شهر ری افکند و معلم دبیرستان های دخترانه و پسرانه آنجا گردید، دانش آموزانی از کلاس های او بر آمدند فرهیختگانی در ادبیات همچون شعر، قصه نویسی، موسیقی و نمایشنامه نویسی گشتند. چون به نوع صحیح تربیت و تعلیم در آموزش و پرورش نظر داشت و در ز

برچسب: نویسنده: سینا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 14:47

صفحه بندی